۲۷ داستان ظنز
بیست و هفت داستان طنز
ابتدا قرار بود کنگره پزشکی طبق مرسوم هر ساله در هتل، تشکیل بشود. ولی پاره از اطبا که سن و سالی از آنها گذشته چون گفتند اینگونه جلسات که در مورد حرفه مقدس طبابت رسمیت پیدا می کند، اگر در هتل و متل باشد، جنبه ضیافت و سورچرانی به خودش می گیرد.
قرار شد مجمع در خانه ییلاقی آقای “دکتر ب” در شمیران تشکیل شود. البته این آقای “دکتر ب” در شهر هم چند تا خانه شخصی و مستقلات دارد ولی تماش را اجاره داده و خودش با یک کلفت پیر به شمیران رفته، به این دلیل که مریض های بالا دستشان خیلی راحت توی جیب می رود و مانند جنوبی ها بالای سر بیمار بر سر حق ویزیت چانه نمی زنند.
به هرحال عصر روز جمعه، اطاق مهمانخانه آقای “دکتر ب” در دزاشیب برای مجمع پزشکی آماده شده بود و خود آقای دکتر به کمک سکینه، مستخدمه پیر به تعداد اعضای کنگره صندلی چیده بودند و از ساعت چهار بعدازظهر کم کم سروکله اعضا پیدا شد…
محمد پورثانی ملقب به دایی سبیل ، از طنزپردازان پیشکسوتی بود که از آغاز به کار هفته نامه گل آقا با آن همکاری داشت و در ستون های متعددی همچون الو گل آقا ، زنگ انشا ، اشارات و تنبیهات و … مطلب می نوشت و داستان های طنز او هم طرفداران زیادی داشت.
پورثانی سال ۱۳۱۷ متولد شد و کار نوشتن را از نشریات مشیر ، آفتاب شرق و توفیق شروع کرد. برخی از اسامی مستعار او عبارتند از: پورپور خان ، گل مریم ، بچه لواسان ، ممد پرانتز و ممد آقا.
او در عرصه رادیو نیز فعال بود و دو کتاب نیز از منتخب داستان های کوتاه او به نام های گزک و چهل تیکه به چاپ رسیده است. پورثانی در دوم مرداد ماه ۱۳۸۳ از میان ما رفت. یاد و خاطرش را با چاپ نمونه هایی از آثارش و نوشته هایی از نزدیکانش گرامی می داریم.
فهرست
شورای پزشکی و درمانی
زنان نیکوکار
رئیس جدید
انسانها و آدمها
مقاطعه کاری
سکرتر زیبای ما
و …